صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0

درباره ما

به وب سايت الگوي مصرف خوش آمديد . براي شما لحظات خوبي را آرزو ميكنم . بنده رضا عبدالملكي ، دانشجوي رشته كامپيوتر از دانشكده فني دورود هستم . ما را از نظرات گرم خود محروم نكنيد . با سپاس .

مدير سايت :رضا عبدالملكي
 

آمار سايت

بازديد : 157892
كل مطالب : 612
كل نظرات : 21
بروز رساني: دوشنبه 24 فروردین 1394 
» کاربر: Admin

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

site map site map ror html site map
Add to Technorati

طراح قالب و سرور وبلاگ

 

چرا طرح تحول اقتصادي؟

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

يكي از وظايف مهم اقتصادي دولت‌ها توزيع درآمد در جامعه است، مخارجي كه دولت به صورت بلاعوض و بدون اين كه هيچ خدمت يا كالايي توليد شده باشد، به اقشار جامعه مي‌پردازد، مخارج انتقالي نام دارد. اين مخارج انتقالي در راستاي وظيفه دولت در توزيع درآمد، براي كاهش فقر و كاهش فاصله طبقاتي بين گروه‌هاي بالا و پايين درآمدي است.
رشد اقتصادي و توليد در كشور متناسب با ظرفيت منابع انساني و طبيعي ما نيست و كمتر از توان و ظرفيت و استعدادهايمان توليد مي‌كنيم، لذا داراي بيكاري به ميزان بسيار بالا هستيم. چون رشد اقتصادي ما تكيه بر نفت دارد، داراي نوسان‌هاي زيادي است و اين نوسان و ناپايداري در برنامه‌ها و متغيرهاي كلان اقتصادي مشاهده مي‌شود. متكي بودن درآمدها‌ي دولت به فروش نفت، بودجه دولت را متأثر كرده و افزايش نقدينگي و تورم را نتيجه داده است.
بودجه دولت به درآمد نفت متكي است چون ماليات كفاف مخارج را نمي‌دهد. لذا اصلاح ساختاري بودجه، وابسته به اصلاح نظام مالياتي و استفاده از ظرفيت مالياتي است. ماليات در كشور ماحدود هشت درصد ارزش توليد ناخالص كشور است كه در كشورهاي ديگر اين شاخص بيش از بيست‌درصد است.
يارانه:
يكي از وظايف مهم اقتصادي دولت‌ها توزيع درآمد در جامعه است، مخارجي كه دولت به صورت بلاعوض و بدون اين كه هيچ خدمت يا كالايي توليد شده باشد، به اقشار جامعه مي‌پردازد، مخارج انتقالي نام دارد. اين مخارج انتقالي در راستاي وظيفه دولت در توزيع درآمد، براي كاهش فقر و كاهش فاصله طبقاتي بين گروه‌هاي بالا و پايين درآمدي است. يارانه ابزاري است كه مي‌تواند دولت را در توزيع درآمد و برابري آن بين گروه‌هاي پايين و بالاي درآمد ياري كند.
كارشناسي در كارگروه‌هاي مختلف طرح تحول اقتصادي انجام يارانه‌ها، پرداخت‌هاي انتقالي تلقي مي‌شود كه براي حمايت از اقشار كم درآمد و بهبود توزيع درآمد اين اقشار به صورت نقدي يا به صورت كالا پرداخت مي‌شود. لذا پرداخت يارانه به مصرف‌كنندگان، مبلغي است كه دولت براي پايين نگه داشتن قيمت كالاهاي ضروري و اساسي براي حمايت از گروه‌هاي كم درآمد جامعه پرداخت مي‌كند. در سال 1385 نسبت يارانه انرژي به مخارج جاري دولت 127 درصد بوده است. يعني بيش از بودجه جاري كشور يارانه به حامل هاي انرژي پرداخت شده است. در ايران بيشترين پرداخت يارانه براي يارانه‌هاي انرژي است. حدود 80 درصد از يارانه‌ها به يارانه‌هاي انرژي اختصاص داشته است، با توجه به اين كه گروه هاي بالا درآمدي شرايط استفاده بيشتر از مصرف انرژي مانند بنزين را دارند، بديهي است كه از يارانه بيشتري نيز استفاده خواهند كرد، به طوري كه بالاترين گروه و طبقات درآمدي جامعه شهري 22 برابر بيشتر از پايين‌ترين گروه درآمدي در سال 1385، بنزين مصرف كرده‌اند، لذا يارانه بيشتري به آن‌ها اختصاص يافته است، يعني در حقيقت هدف و فلسفه پرداخت يارانه معكوس شده، يارانه‌اي كه براي حمايت از اقشار آسيب‌پذير بوده به افراد با درآمدبالا اختصاص مي‌يابد، در سال 1385 سهم بيست درصد بالاترين گروه‌هاي درآمدي جامعه از مصرف بنزين 54 درصد و سهم بيست درصد پايين‌ترين گروه‌هاي درآمدي جامعه حدود 4 درصد بوده است لذا اين شيوه پرداخت براساس عدالت نيست. همچنين با توجه به اين كه با دادن يارانه به كالاهايي كه مورد تقاضاي اقشار بالاي درآمدي است، عملاً قيمت اين كالاها براي آن‌ها ارزان‌بوده و قيمت حقيقي و واقعي اين كالاها را نمي پردازند. بنابراين اسراف و عدم استفاده صحيح و كارا در مصارف اين كالاها بخصوص انرژي وجود خواهد داشت، لذا اين شيوه پرداخت يارانه انرژي بايد تغيير يابد، اين تغيير در جهت هدفمند كردن يارانه‌ها خواهد بود، يعني دقيقاً اين يارانه به افرادي از جامعه اختصاص يابد كه هدف پرداخت يارانه‌ها بوده‌اند يعني اقشار محروم و آسيب‌پذير و گروه‌هاي پايين درآمدي كه هدف اصلي براي پرداخت يارانه ها هستند، و دولت به دليل حمايت از آن‌ها يارانه‌ به جامعه پرداخت مي‌كند. به همين دليل بحث هدفمند كردن يارانه‌ها از سوي دولت و در راستاي طرح تحول اقتصادي مطرح شده است كه هم بايد قيمت‌هاي كالاهاي يارانه‌اي اصلاح و واقعي شود و هم بايد پرداخت يارانه‌ها دقيقاً به افرادي كه مورد نظر دولت است پرداخت شود در اين جهت نياز است كه اين افراد شناسايي شوند كه طرح جمع‌آوري اطلاعات اقتصادي با اين هدف انجام شده است. طرح تحول اقتصادي علاوه برهدفمند كردن يارانه‌ها به موضوع‌هايي چون بانك‌ها، گمرك، ماليات، بهره‌وري، توزيع كالا، ارزش‌گذاري پول، توجه داشته و برنامه‌ريزي شده است.

 

نقش پيامبران در تمدن جهان

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

از آنجا كه جايگاه پيامبران در تمدن گذشته بشر پيوسته مورد نقد و بررسى موافقان و مخالفان پيامبران بوده و با توجه به اينكه اراده انسان مهمترين عامل تمدن ساز شناخته شده چگونگى تأثيرگذارى پيامبران مورد ارزيابى و سنجش قرار مى‏گيرد. منابع دينى، تاريخى و علمى و نيز داورى انديشمندان، مأخذ و مستند سنجش اين امر و تعيين نتيجه آن مى‏باشد. 
 
   ارزش و اهميت هر موضوعى به ميزان تأثيرگذارى آن در سعادت و تأمين خواسته‏ها و نيازهاى انسان وابسته است. «پيامبران و نقش آنان در تمدن جهان» نيز از همين منظر و نگاه قابل ارزيابى است. بررسى‏ها نشان مى‏دهد كه تأثيرگذارى پيامبران در تمدن بشر از جانب دو گروه مختلف مورد داورى قرار گرفته و تبيين ابعاد آن موجب پيدايش دو نظريه شده است:

نظريه اول: ديدگاه انديشمندان موافق پيامبران است. اين گروه تأثير و نقش پيامبران در تمدن انسان را مثبت، و هدايتگر يافته‏اند و جامعه بشريت را در مسير تمدن مديون خدمات پيامبران مى‏دانند.

نظريه دوم: از جانب پاره‏اى رهبران فكرى مكتب‏هاى مادى و نظام‏هاى سياسى است. اين گروه مخالف پيامبران بوده و تأثيرگذارى آنان را منفى شمرده‏اند. برخى از آنان دين را افيون ملت‏ها(1) و برخى ديگر اقدامات پيامبران را مخدوش، كم رنگ و مناسب زندگى قبيله‏اى و بَدَوى ناميده‏اند.(2)

 

زندگي پنهاني زباله

   

نويسنده: رضا عبدالملکی

 اگر تاكنون از خود پرسيده‏ايد كه با وجود گورستان‏هاي زباله همواره درحال گسترش جوامع ما و وسايل بسته‏بندي روزافزون كالاهاي مصرف كنندگان و رشد مصرف، چه اتفاقي براي كل زباله‏ها رخ مي‏دهد، در اين صورت مطالعه كتاب تازه و آموزنده خانم هلزر راجرز با عنوان «فرداي از دست رفته: زندگي پنهاني زباله» كه از سوي نيوپرس منتشر شده است، براي شما مناسب است. ايالات متحده توليدكننده شماره يك زباله در سياره ماست؛ ما با تنها 5% از كل جمعيت جهان 30% از زباله جهان را به وجود مي‏آوريم. به گفته راجرز، يك آمريكايي به طور متوسط، روزانه به گونه‏اي حيرت‏آور 5/4 پوند آشغال بيرون مي‏اندازد كه ساليانه 1600 پوند مي‏شود. زباله يك مسأله جهاني نيز به شمار مي‏رود. امروزه وسط اقيانوس آرام داراي ضايعات پلاستيكي شش برابر بيشتر نسبت به زئوپلانكتون‏ها است.
 ما چگونه به اين نقطه رسيديم؟ توليد زباله در 30 سال گذشته در ايالات متحده دو برابر شده است؛ هنوز هم ضايعات دور از انظار مردم پنهان مي‏شود و تمركز بر بازيافت زباله به تدريج محو و ضعيف مي‏شود. راجرز اظهار مي‏دارد كه اين وضعيت در اثر اتحاد نيروهاي توليد و بازاريابي رخ داد كه با اهداف شركت‏هاي عظيم جمع‏آوري زباله همسو شدند و حتي برخي قوانين زيست‏محيطي نيز مورد استفاده آن‏ها قرار گرفت.
 همزمان، تأكيد بي‏وقفه بر رشد و پيشرفت نابودكننده و همواره در حال توسعه جامعه ما و تشويق دورريزي آسان كالاها، اين امر را براي ما آسان ساخته است كه به گونه‏اي روزافزون، عملاً به يك جامعه «دورانداز» تبديل شويم. به ويژه با تأثير فن‏آوري‏هاي نوين، اين امر ويرانگرتر شده است و اين تأثير زيان‏بار، متوجه جهان سوم است كه زباله‏داني جامعه ما به شمار مي‏رود. فقط براي يك لحظه به تعداد تلويزيون‏ها، رايانه‏ها، صفحه‏ها، تلفن‏هاي همراه، ضبط صوت‏هاي ديجيتالي قابل حمل و ابزارها و دستگاه‏هاي ديگري كه شما و اداره شما در دهه گذشته دور انداخته‏ايد، فكر كنيد.